a power move
/ə ˈpaʊər muːv/
حرکت قدرتمندانه
A sudden feeling of being put off by someone you liked.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He chewed with his mouth open and I got the ick.
با دهان باز غذا جوید و یکدفعه ازش زده شدم.
One text gave her the ick.
یک پیام باعث شد یکدفعه ازش زده شود.
Why did you stop texting him? — He was rude to the waiter. Instant ick.
چرا دیگه بهش پیام ندادی؟ — با گارسون بیادبی کرد. فوری ازش زده شدم.
گفتوگوی دوستانهMy biggest ick? People who never ask a question back.
بزرگترین چیزی که منو زده میکنه؟ آدمهایی که هیچوقت یه سؤال متقابل نمیپرسن.
صحبت دربارهٔ قرار گذاشتنچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
ick صدای چندش است، مثل «اییی». در سریال Ally McBeal (۱۹۹۹) به کار رفت و در دههٔ ۲۰۲۰ با برنامهٔ Love Island و تیکتاک دوباره فراگیر شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در صحبت دربارهٔ قرار و رابطه.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get ick from him
get the ick
این اصطلاح همیشه با the میآید.