پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a race against time

/ə reɪs əˈɡenst taɪm/uh RAYSS uh-GENST TYM

مسابقه با زمان

تعریف انگلیسی

A situation where something must be done very quickly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Rescuers are in a race against time to find survivors.

    امدادگران در مسابقه با زمان برای یافتن بازماندگان‌اند.

  2. Finishing the report by Friday was a race against time.

    تمام کردن گزارش تا جمعه یک مسابقه با زمان بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای فوریت شدید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a race against the time

    a race against time

    در این اصطلاح time بدون the است.