time is money
/taɪm ɪz ˈmʌni/
وقت طلاست
یادآور خاطرات قدیمی
Something that reminds you strongly of the past.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Hearing that song was a real blast from the past.
شنیدن آن آهنگ حسابی مرا به گذشته برد.
Seeing my old teacher was a blast from the past.
دیدن معلم قدیمیام یادآور خاطرات دور بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای واکنش خوشایند به چیزی نوستالژیک.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a blast of the past
a blast from the past
حرف اضافهی این اصطلاح from است.