walk on eggshells
/wɔːk ɑːn ˈeɡʃelz/
خیلی با احتیاط رفتار کردن (تا کسی ناراحت نشود)
پر از استرس
A very nervous person.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She was a bundle of nerves on her wedding day.
روز عروسیاش پر از استرس بود.
New drivers are often a bundle of nerves.
رانندههای تازهکار اغلب پر از استرساند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اضطراب آشکار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a bundle of nerve
a bundle of nerves
nerves جمع است.