a major setback
/ə ˈmeɪdʒər ˈsetbæk/
عقبگرد بزرگ
یک تصور کلی
An approximate understanding, not exact.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Can you give me a rough idea of the cost?
میتوانی یک تصور کلی از هزینه بدهی؟
I have a rough idea of where it is.
تقریباً میدانم کجاست.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی عدد یا اطلاعات دقیق در دسترس نیست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a rough idea about the cost
a rough idea of the cost
بعد از idea در این ترکیب حرف اضافهٔ of میآید.