a minor issue
/ə ˈmaɪnər ˈɪʃuː/
مسئلهٔ جزئی
عقبگرد بزرگ
A serious problem that delays progress.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Losing the funding was a major setback.
از دست دادن بودجه عقبگرد بزرگی بود.
The injury is a major setback for the team.
این مصدومیت برای تیم ضربهٔ بزرگی است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در اخبار و گزارش پروژه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a major setback to the team
a major setback for the team
بعد از setback حرف اضافهٔ for میآید.