پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB2· بالاتر از متوسطخنثی

a major setback

/ə ˈmeɪdʒər ˈsetbæk/uh MAY-jer SET-bak

عقب‌گرد بزرگ

تعریف انگلیسی

A serious problem that delays progress.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Losing the funding was a major setback.

    از دست دادن بودجه عقب‌گرد بزرگی بود.

  2. The injury is a major setback for the team.

    این مصدومیت برای تیم ضربهٔ بزرگی است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در اخبار و گزارش پروژه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a major setback to the team

    a major setback for the team

    بعد از setback حرف اضافهٔ for می‌آید.