a deliverable
/ə dɪˈlɪvərəbəl/
خروجی تحویلدادنی
The point in a process that slows everything else down.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Approval is the real bottleneck here.
گلوگاه واقعی اینجا مرحلهٔ تأیید است.
One slow server created a bottleneck.
یک سرور کند یک گلوگاه ایجاد کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تحلیل فرایند و عملیات.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a bottle neck in the process
a bottleneck in the process
این کلمه سرهم نوشته میشود.