پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

a bottleneck

/ə ˈbɑːtlnek/uh BOT-ul-nek

گلوگاه

تعریف انگلیسی

The point in a process that slows everything else down.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Approval is the real bottleneck here.

    گلوگاه واقعی اینجا مرحلهٔ تأیید است.

  2. One slow server created a bottleneck.

    یک سرور کند یک گلوگاه ایجاد کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تحلیل فرایند و عملیات.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a bottle neck in the process

    a bottleneck in the process

    این کلمه سرهم نوشته می‌شود.