a milestone
/ə ˈmaɪlstoʊn/
نقطهٔ عطف
خروجی تحویلدادنی
A specific item a project must produce.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The deliverables are listed in the contract.
خروجیهای تحویلدادنی در قرارداد فهرست شدهاند.
Our first deliverable is a written plan.
اولین خروجی ما یک برنامهٔ مکتوب است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در قرارداد و مدیریت پروژه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
the deliverable items are listed
the deliverables are listed
خودِ deliverable اسم است.