پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

a deliverable

/ə dɪˈlɪvərəbəl/uh di-LIV-er-uh-bul

خروجی تحویل‌دادنی

تعریف انگلیسی

A specific item a project must produce.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The deliverables are listed in the contract.

    خروجی‌های تحویل‌دادنی در قرارداد فهرست شده‌اند.

  2. Our first deliverable is a written plan.

    اولین خروجی ما یک برنامهٔ مکتوب است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در قرارداد و مدیریت پروژه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the deliverable items are listed

    the deliverables are listed

    خودِ deliverable اسم است.