on the same page
/ˌɑːn ðə ˌseɪm ˈpeɪdʒ/
همنظر و هماهنگ بودن؛ درک مشترک داشتن
یک برآورد تقریبی
A rough estimate rather than an exact amount.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Can you give me a ballpark figure for the repairs?
میتوانی هزینهٔ تعمیرات را حدودی بگویی؟
Ten thousand dollars is just a ballpark figure.
ده هزار دلار فقط یک برآورد تقریبی است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی هنوز اطلاعات کافی برای اعلام هزینه یا عدد دقیق ندارید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Give me a ballpark number exact.
Give me a ballpark figure.
ballpark بر تقریبی بودن تأکید دارد؛ exact با آن سازگار نیست.