I couldn't agree more
/aɪ ˌkʊdnt əˌɡriː ˈmɔːr/
کاملاً موافقم؛ صددرصد با شما همنظرم
همنظر و هماهنگ بودن؛ درک مشترک داشتن
To have the same understanding or agreement about something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Before we start, let's make sure we're all on the same page.
قبل از شروع، مطمئن شویم همه همنظر و هماهنگایم.
شروع جلسهThe designers and developers weren't on the same page about the deadline.
طراحها و برنامهنویسها دربارهی ددلاین همنظر نبودند.
I just want to get everyone on the same page.
فقط میخواهم همه را به یک درک مشترک برسانم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در جلسات و ایمیلهای کاری برای اطمینان از هماهنگی تیم. با be و get میآید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in the same page
on the same page
حرف اضافه on است.
on the same pages
on the same page
مفرد است.