get your teeth into something
/ɡet jʊr tiːθ ˈɪntuː ˈsʌmθɪŋ/
جدی و با اشتیاق سراغ کاری رفتن
تنبیه خیلی سبک؛ تذکر ملایم
A very mild punishment.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He only got a slap on the wrist for speeding.
برای سرعت غیرمجاز فقط یک تذکر گرفت.
Critics say the fine is just a slap on the wrist.
منتقدان میگویند این جریمه فقط یک تنبیه نمادین است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از تنبیهی که خیلی سبک به نظر میرسد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a slap in the wrist
a slap on the wrist
حرف اضافهی این اصطلاح on است؛ a slap in the face معنای دیگری دارد.