پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a bumpy ride

/ə ˈbʌmpi raɪd/uh BUM-pee RYD

مسیر پرفرازونشیب

تعریف انگلیسی

A difficult period with many problems.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The first year was a bumpy ride.

    سال اول پرفرازونشیب بود.

  2. Expect a bumpy ride until the market settles.

    تا وقتی بازار آرام بگیرد، انتظار مسیری پرفرازونشیب داشته باش.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دوره‌های پرمشکل.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a bumping ride

    a bumpy ride

    صفت درست bumpy است.