actions speak louder than words
/ˈækʃənz spiːk ˈlaʊdər ðən wɜːrdz/
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
نمک روی زخم پاشیدن؛ بدتر کردن اوضاع
To make a bad situation even worse.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They lost the match, and to add insult to injury, their bus broke down.
مسابقه را باختند و بدتر اینکه اتوبوسشان هم خراب شد.
Charging a late fee just adds insult to injury.
جریمهی دیرکرد فقط نمک روی زخم میپاشد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اتفاق بد دوم بعد از یک اتفاق بد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
add insult on injury
add insult to injury
حرف اضافهی این اصطلاح to است.