پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

add insult to injury

/æd ˈɪnsʌlt tə ˈɪndʒəri/AD IN-sult tuh IN-juh-ree

نمک روی زخم پاشیدن؛ بدتر کردن اوضاع

تعریف انگلیسی

To make a bad situation even worse.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They lost the match, and to add insult to injury, their bus broke down.

    مسابقه را باختند و بدتر اینکه اتوبوسشان هم خراب شد.

  2. Charging a late fee just adds insult to injury.

    جریمه‌ی دیرکرد فقط نمک روی زخم می‌پاشد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اتفاق بد دوم بعد از یک اتفاق بد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • add insult on injury

    add insult to injury

    حرف اضافه‌ی این اصطلاح to است.