پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

adulting

/ˈædʌltɪŋ/AD-ult-ing

از پس مسئولیت‌های بزرگسالی برآمدن

تعریف انگلیسی

Doing practical tasks associated with being a responsible adult.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Paying bills is my least favorite part of adulting.

    پرداخت قبض‌ها بخش موردعلاقه‌ام از مسئولیت‌های بزرگسالی نیست.

  2. I cooked dinner and did my laundry — adulting!

    شام پختم و لباس‌هایم را شستم؛ دارم بزرگسالی می‌کنم!

  3. What are you up to today? — Adulting. Taxes, dentist, groceries.

    امروز چی‌کار می‌کنی؟ — کارهای بزرگسالی. مالیات، دندون‌پزشکی، خرید.

    پیام به دوست
  4. I made a budget and actually stuck to it. Adulting level: expert.

    بودجه بستم و واقعاً هم رعایتش کردم. بزرگسالی در سطح حرفه‌ای!

    شوخی در شبکه‌های اجتماعی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

از adult (بزرگسال) فعل ساخته شده: «بزرگسالی کردن». در دههٔ ۲۰۱۰ در شبکه‌های اجتماعی نسل میلنیال به‌شوخی رایج شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در شوخی با دوستان دربارهٔ کارهای روزمره و مسئولیت‌ها.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I did an adulting today.

    I did some adulting today.

    adulting در این کاربرد غیرقابل‌شمارش است و an نمی‌گیرد.