bring up
/ˌbrɪŋ ˈʌp/
موضوعی را پیش کشیدن یا مطرح کردن؛ بزرگ کردن بچه
To become an adult; to become more mature.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I grew up in a small town by the sea.
در شهر کوچکی کنار دریا بزرگ شدم.
Oh, grow up! Stop complaining.
بزرگ شو دیگه! اینقدر غر نزن.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
محل بزرگ شدن، و (بهصورت امری) سرزنش رفتار بچگانه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
My parents grew me up.
My parents brought me up.
grow up مفعول نمیگیرد.