hang in there
/ˌhæŋ ˈɪn ðer/
طاقت بیار؛ تسلیم نشو
خودت را جمعوجور کردن؛ منظم و جدی شدن
To start behaving in an organised and effective way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You need to get your act together before the interview.
قبل از مصاحبه باید خودت را جمعوجور کنی.
The team finally got its act together in the second half.
تیم بالاخره در نیمهی دوم خودش را جمع کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کسی بینظم یا بیانگیزه است و باید جدی شود؛ کمی لحن سرزنش دارد.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get your acts together
get your act together
act مفرد است.