give up
/ˌɡɪv ˈʌp/
تسلیم شدن؛ دست کشیدن از کاری یا عادتی
Used to encourage someone to keep going in a difficult situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I know the course is hard, but hang in there — it gets easier.
میدانم دوره سخت است، ولی طاقت بیار؛ آسانتر میشود.
Hang in there, help is on the way.
دوام بیار، کمک در راه است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دلگرمی دادن به کسی که در شرایط سخت است.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hang on there
hang in there
in ثابت است؛ hang on معنی «صبر کن» میدهد.