پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطغیررسمی

sit tight

/ˌsɪt ˈtaɪt/SIT TYTE

صبر کردن و کاری نکردن تا خبر بعدی

تعریف انگلیسی

To wait patiently and not take any action for now.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Sit tight — the results will be posted this afternoon.

    صبر کن؛ نتایج امروز بعدازظهر اعلام می‌شود.

  2. Investors were told to sit tight during the market dip.

    به سرمایه‌گذاران گفتند در افت بازار عجله نکنند و صبر کنند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی می‌خواهید به کسی بگویید فعلاً منتظر بماند و واکنشی نشان ندهد.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • sit tightly

    sit tight

    شکل ثابت اصطلاح tight است.