پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

against the clock

/əˈɡenst ðə klɑːk/uh-GENST thuh KLOK

با عجله برای رسیدن به مهلت

تعریف انگلیسی

Hurrying to finish something before a deadline.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The team worked against the clock to fix the bug before launch.

    تیم با عجله کار کرد تا باگ را پیش از عرضه رفع کند.

  2. It's a race against the clock to get the votes counted.

    شمارش آرا یک مسابقه با زمان است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در فشار زمانی و مهلت‌های نزدیک.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • against clock

    against the clock

    این اصطلاح با the می‌آید.