take into account
/ˌteɪk ˌɪntuː əˈkaʊnt/
در نظر گرفتن؛ لحاظ کردن
در نظر داشتن؛ به یاد داشتن؛ حواسجمع بودن نسبت به چیزی
To remember a fact or consideration, especially when making a decision.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Bear in mind that the deadline is Friday.
در نظر داشته باش که ددلاین جمعه است.
Please bear in mind that prices may change.
لطفاً توجه داشته باشید که قیمتها ممکن است تغییر کند.
اطلاعیهی رسمیIt's worth bearing in mind that not everyone has a car.
بد نیست به یاد داشته باشیم که همه ماشین ندارند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در توصیهها، دستورالعملها و نوشتار رسمی برای یادآوری نکتهای مهم. keep in mind معادل آمریکاییتر و کمی غیررسمیتر است.
مناسب نوشتار رسمی، مقالات، گزارشها و ایمیلهای اداری
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bare in mind
bear in mind
bear (تحمل کردن / حمل کردن)، نه bare (برهنه).
bear on mind
bear in mind
حرف اضافه in است.
Bear in mind that …
Keep in mind that …
هر دو در هر دو کشور فهمیده میشوند؛ bear in mind بریتانیاییتر و رسمیتر است.