ahead of time
/əˈhed əv taɪm/
پیش از موعد؛ زودتر
عقبمانده از زمانه؛ قدیمی
Old-fashioned and not aware of modern ideas.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Their website is a bit behind the times.
وبسایتشان کمی از زمانه عقب است.
My uncle is behind the times when it comes to phones.
عمویم در مورد گوشیها از زمانه عقب است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد ملایم از قدیمی بودن.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
behind the time
behind the times
در این اصطلاح times جمع است.