miss the boat
/ˌmɪs ðə ˈboʊt/
فرصت را از دست دادن؛ دیر جنبیدن
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
It is better to do something late than not at all.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I finally started learning to swim at 40 — better late than never!
بالاخره در چهلسالگی شنا یاد گرفتم؛ دیر بهتر از هرگز!
He apologised a week later. Better late than never, I suppose.
یک هفته بعد عذرخواهی کرد. خب، دیر بهتر از هرگز.
Sorry this birthday card is a week late. — Better late than never!
ببخشید این کارت تبریک تولد یک هفته دیر رسید. — دیر بهتر از هرگز!
پاسخ مهربانThe bus finally showed up — better late than never.
اتوبوس بالاخره آمد؛ دیر بهتر از هرگز.
با لحن کمی طعنهآمیزموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پذیرش تأخیر با کمی طنز یا گذشت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
better late than ever
better late than never
never، نه ever.