put all your eggs in one basket
/pʊt ɔːl jʊr eɡz ɪn wʌn ˈbæskɪt/
همهی تخممرغها را در یک سبد گذاشتن
نمک خوردن و نمکدان شکستن
To harm someone who helps or supports you.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Criticising your sponsor in public is biting the hand that feeds you.
انتقاد علنی از حامی مالی یعنی نمک خوردن و نمکدان شکستن.
He knew better than to bite the hand that fed him.
عاقلتر از آن بود که به کسی که نانش را میداد پشت کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از ناسپاسی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bite the hand who feeds you
bite the hand that feeds you
برای دست از that استفاده میشود.