break even
/breɪk ˈiːvən/
سر به سر شدن؛ نه سود نه زیان
پلهای پشت سر را خراب کردن
To damage relationships so you cannot return.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't burn your bridges when you quit.
وقتی استعفا میدهی پلهای پشت سرت را خراب نکن.
He burned his bridges with the whole industry.
پلهایش را با کل صنعت خراب کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هشدار دربارهی قطع رابطهی جبرانناپذیر.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
burn the bridge behind
burn your bridges
شکل رایج اصطلاح با bridges جمع است.