پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

call out

/kɔːl aʊt/KAWL OWT

با صدای بلند گفتن؛ به چالش کشیدن

تعریف انگلیسی

To shout, or to publicly criticize someone's behaviour.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She called out my name across the street.

    از آن طرف خیابان اسمم را صدا زد.

  2. He was called out for his rude comments.

    به خاطر حرف‌های بی‌ادبانه‌اش به چالش کشیده شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

معنای دوم جدیدتر و رایج در شبکه‌های اجتماعی است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • call out him on it

    call him out on it

    ضمیر بین call و out قرار می‌گیرد.