پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

call on

/kɔːl ɑːn/KAWL on

از کسی رسماً درخواست کردن؛ سر زدن

تعریف انگلیسی

To formally ask someone to do something, or to visit briefly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The mayor called on residents to save water.

    شهردار از ساکنان خواست در مصرف آب صرفه‌جویی کنند.

  2. We called on my aunt on the way home.

    سر راه خانه به خاله‌ام سر زدیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کمی رسمی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • call on to residents

    call on residents

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.