catch on
/kætʃ ɑːn/
جا افتادن؛ فهمیدن
To draw a line through writing.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Cross out the wrong answers.
جوابهای غلط را خط بزن.
He crossed out my name and wrote his own.
اسم مرا خط زد و اسم خودش را نوشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای حذف نوشته با یک خط.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cross over the wrong answers
cross out the wrong answers
برای «خط زدن» cross out بگو.