پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

fall behind

/fɔːl bɪˈhaɪnd/FAWL bi-HYND

عقب افتادن

تعریف انگلیسی

To fail to keep up with others or with a schedule.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He fell behind after missing two weeks.

    بعد از دو هفته غیبت عقب افتاد.

  2. We're falling behind on the payments.

    در پرداخت‌ها عقب افتاده‌ایم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در درس، کار و پرداخت‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • fall behind of the schedule

    fall behind on the schedule

    بعد از fall behind از on یا with استفاده می‌شود.