catch up (with)
/ˌkætʃ ˈʌp/
به کسی رسیدن (عقبماندگی را جبران کردن)؛ گپ زدن بعد از مدتها
پابهپای کسی/چیزی پیش رفتن؛ عقب نماندن
To move or progress at the same speed as someone or something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It's hard to keep up with all the new apps.
سخت است که با همهی اپهای جدید پابهپا پیش بروی.
Slow down — I can't keep up!
یواشتر؛ نمیتوانم بهت برسم!
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
سرعت راه رفتن، اخبار، تکنولوژی، مد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep up to the news
keep up with the news
with لازم است.