on the same page
/ˌɑːn ðə ˌseɪm ˈpeɪdʒ/
همنظر و هماهنگ بودن؛ درک مشترک داشتن
جلوتر از روندها و رقبا
More advanced or better prepared than others in a changing situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Learning new skills keeps you ahead of the curve.
یادگیری مهارتهای تازه تو را از روندها جلوتر نگه میدارد.
The team was ahead of the curve on remote work.
تیم در زمینهٔ دورکاری از بقیه جلوتر بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیف آمادگی یا نوآوری زودتر از دیگران.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
ahead from the curve
ahead of the curve
حرف اضافهٔ ثابت این ترکیب of است.