fall for
/fɔːl fɔːr/
عاشق شدن؛ گول خوردن
To argue and stop being friends.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The brothers fell out over money.
دو برادر سر پول با هم قهر کردند.
They fell out years ago and never spoke again.
سالها پیش به هم زدند و دیگر حرف نزدند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ قطع دوستی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
fall out to him
fall out with him
بعد از fall out حرف اضافهٔ with میآید.