get on someone's nerves
/ɡet ɑːn ˈsʌmwʌnz nɜːrvz/
روی اعصاب کسی رفتن
کسی را دیوانه کردن
To make someone extremely annoyed.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The noise from the construction site is driving me up the wall.
سروصدای کارگاه ساختمانی دارد دیوانهام میکند.
His constant complaining drives her up the wall.
غر زدن مداومش او را دیوانه میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کلافگی شدید از چیزی تکراری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
drive me on the wall
drive me up the wall
حرف اضافهی این اصطلاح up است.