پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

drive someone up the wall

/draɪv ˈsʌmwʌn ʌp ðə wɔːl/DRYV SUM-wun UP thuh WAWL

کسی را دیوانه کردن

تعریف انگلیسی

To make someone extremely annoyed.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The noise from the construction site is driving me up the wall.

    سروصدای کارگاه ساختمانی دارد دیوانه‌ام می‌کند.

  2. His constant complaining drives her up the wall.

    غر زدن مداومش او را دیوانه می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کلافگی شدید از چیزی تکراری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • drive me on the wall

    drive me up the wall

    حرف اضافه‌ی این اصطلاح up است.