turn out
/ˌtɜːrn ˈaʊt/
معلوم شدن؛ از آب درآمدن
در نهایت به جایی/وضعیتی رسیدن (معمولاً ناخواسته)
To finally be in a place or situation, often unexpectedly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We got lost and ended up in a tiny village.
گم شدیم و سر از یک روستای کوچک درآوردیم.
If you keep spending like this, you'll end up broke.
اگر همینطور خرج کنی، آخرش ورشکست میشوی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای نتیجهی نهایی، بهویژه وقتی برنامهریزینشده بوده.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
end up to pay
end up paying
بعد از end up فعل -ing میآید.