پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

end up

/ˌend ˈʌp/END UP

در نهایت به جایی/وضعیتی رسیدن (معمولاً ناخواسته)

تعریف انگلیسی

To finally be in a place or situation, often unexpectedly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We got lost and ended up in a tiny village.

    گم شدیم و سر از یک روستای کوچک درآوردیم.

  2. If you keep spending like this, you'll end up broke.

    اگر همین‌طور خرج کنی، آخرش ورشکست می‌شوی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای نتیجه‌ی نهایی، به‌ویژه وقتی برنامه‌ریزی‌نشده بوده.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • end up to pay

    end up paying

    بعد از end up فعل -ing می‌آید.