face the music
/feɪs ðə ˈmjuːzɪk/
با عواقب کار خود روبهرو شدن
منصفانه و بدون تقلب
Honestly and according to the rules.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We won the game fair and square.
بازی را منصفانه و بدون تقلب بردیم.
The contract was awarded fair and square.
قرارداد کاملاً منصفانه واگذار شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دفاع از درستی یک نتیجه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
fairly and squarely
fair and square
این اصطلاح بهصورت ثابت و بدون ly گفته میشود.