پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

first things first

/fɜːrst θɪŋz fɜːrst/FURST THINGZ FURST

اول از همه؛ به ترتیب اولویت

تعریف انگلیسی

Deal with the most important thing before anything else.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. First things first: let's find somewhere to sleep.

    اول از همه، یک جا برای خواب پیدا کنیم.

  2. Before we discuss prices, first things first — is the product ready?

    قبل از بحث قیمت، اول از همه: محصول آماده است؟

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اولویت‌بندی در گفت‌وگو.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • first thing first

    first things first

    things جمع است.