پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

get carried away

/ɡet ˈkærid əˈweɪ/get KAIR-eed uh-WAY

جوگیر شدن؛ زیاده‌روی کردن

تعریف انگلیسی

To become so excited that you lose control or go too far.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I got a bit carried away and bought five books.

    کمی جوگیر شدم و پنج تا کتاب خریدم.

  2. Don't get carried away — it's only the first interview.

    جوگیر نشو؛ تازه مصاحبه‌ی اول است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای هیجان بیش از حد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get carried out

    get carried away

    شکل ثابت اصطلاح carried away است.