پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

get in

/ɡet ɪn/get IN

وارد شدن؛ رسیدن (قطار/هواپیما)

تعریف انگلیسی

To enter, or to arrive.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. What time does your train get in?

    قطارت چه ساعتی می‌رسد؟

  2. I got in late last night.

    دیشب دیروقت رسیدم خانه.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای رسیدن به مقصد یا خانه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get in to the house

    get into the house

    با مفعول از into استفاده می‌شود.