a taste of your own medicine
/ə teɪst əv jʊr oʊn ˈmedəsən/
چشیدن طعم رفتار خود
قلق چیزی را پیدا کردن
To learn how to do something after some practice.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Driving on the left is strange at first, but you'll get the hang of it.
رانندگی سمت چپ اولش عجیب است، ولی قلقش دستت میآید.
It took me a week to get the hang of the new software.
یک هفته طول کشید تا قلق نرمافزار جدید را پیدا کنم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای یادگیری مهارت عملی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get the hang on it
get the hang of it
حرف اضافهی این اصطلاح of است.