پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

give someone the benefit of the doubt

/ɡɪv ˈsʌmwʌn ðə ˈbenɪfɪt əv ðə daʊt/GIV SUM-wun thuh BEN-uh-fit uv thuh DOWT

به کسی فرصت دادن؛ شک را به نفع او تعبیر کردن

تعریف انگلیسی

To believe someone even though you are not sure they are telling the truth.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He said he forgot, so I gave him the benefit of the doubt.

    گفت یادش رفته، من هم شک را به نفعش گرفتم.

  2. Let's give the new manager the benefit of the doubt.

    بیایید به مدیر جدید فرصت بدهیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اعتماد با وجود شک.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • give him a benefit of doubt

    give him the benefit of the doubt

    هر دو اسم با the می‌آیند.