give someone the benefit of the doubt
/ɡɪv ˈsʌmwʌn ðə ˈbenɪfɪt əv ðə daʊt/
به کسی فرصت دادن؛ شک را به نفع او تعبیر کردن
از نو شروع کردن (بعد از شکست)
To start planning again because the first attempt failed.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The design was rejected, so it's back to the drawing board.
طرح رد شد، پس باید از نو شروع کنیم.
After the test failed, the engineers went back to the drawing board.
بعد از شکست آزمایش، مهندسها از اول شروع کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای بازگشت به مرحلهی طراحی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go back to the drawing table
go back to the drawing board
اسم ثابت این اصطلاح board است.