reinvent the wheel
/ˌriːɪnˈvent ðə wiːl/
چرخ را از نو اختراع کردن
غافل و بیتوجه در لحظهٔ حساس
Not paying attention when you are responsible for something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The regulator was asleep at the wheel.
نهاد ناظر کاملاً غافل بود.
Somebody was asleep at the wheel when this was approved.
وقتی این تأیید شد، یکی حواسش نبوده.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در انتقاد از بیتوجهی مسئولان.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
asleep on the wheel
asleep at the wheel
حرف اضافهٔ این اصطلاح at است.