پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

cut corners

/ˌkʌt ˈkɔːrnərz/UK /ˌkʌt ˈkɔːnəz/KUT KOR-nurz

سرهم‌بندی کردن؛ برای صرفه‌جویی در وقت یا پول، کار را ناقص یا بی‌کیفیت انجام دادن

تعریف انگلیسی

To do something in the easiest, cheapest or fastest way, often by ignoring rules or sacrificing quality.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The builder cut corners, and now the roof leaks.

    پیمانکار سرهم‌بندی کرد و حالا سقف چکه می‌کند.

  2. We can't cut corners on safety.

    در مورد ایمنی نمی‌توانیم هیچ کوتاهی‌ای بکنیم.

    در محیط کار
  3. If you cut corners now, you'll pay for it later.

    اگر الان سرهم‌بندی کنی، بعداً تاوانش را می‌دهی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای انتقاد از کیفیت پایین کار یا هشدار درباره‌ی میان‌بر زدن. در محیط کاری، ساخت‌وساز و مدیریت پروژه بسیار رایج است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • cut the corners

    cut corners

    بدون the.

  • cut corner

    cut corners

    همیشه جمع است.