پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

reinvent the wheel

/ˌriːɪnˈvent ðə wiːl/ree-in-VENT thuh WEEL

چرخ را از نو اختراع کردن

تعریف انگلیسی

To waste effort creating something that already exists.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. There's a template — no need to reinvent the wheel.

    قالب آماده هست؛ لازم نیست چرخ را از نو اختراع کنیم.

  2. They reinvented the wheel instead of asking us.

    به‌جای پرسیدن از ما، چرخ را از نو اختراع کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای جلوگیری از دوباره‌کاری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • reinvent a wheel

    reinvent the wheel

    این اصطلاح با the می‌آید.