asleep at the wheel
/əˈsliːp ət ðə wiːl/
غافل و بیتوجه در لحظهٔ حساس
نقش درجهدو گرفتن؛ کنار کشیدن
To let someone else take control or attention.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He took a back seat and let the team decide.
کنار کشید و گذاشت تیم تصمیم بگیرد.
Her career took a back seat while the children were small.
تا وقتی بچهها کوچک بودند، شغلش در درجهٔ دوم قرار گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ اولویتها یا رهبری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take the back seat to it
take a back seat to it
این اصطلاح با a گفته میشود.