hit the sack
/ˌhɪt ðə ˈsæk/
رفتن به رختخواب؛ خوابیدن
تا دیروقت شب کار یا مطالعه کردن
To work or study late into the night.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I've been burning the midnight oil to finish the report.
برای تمام کردن گزارش تا نصفشبها بیدار بودهام.
Students burn the midnight oil before exams.
دانشجوها قبل از امتحان تا دیروقت درس میخوانند.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از دورانی میآید که برای کار شبانه چراغ روغنی میسوزاندند؛ روغنی که نیمهشب میسوخت یعنی کسی هنوز بیدار بود.
«شببیداری کشیدن»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیف شببیداری بهخاطر کار یا درس، معمولاً با کمی لحن تحسین یا شکایت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
burn the midnight oils
burn the midnight oil
oil غیرقابلشمارش است.