make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
کار را تا موعد مقرر تمام کردن
To finish something by the time it is due.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We worked together to meet the deadline.
با هم کار کردیم تا کار را تا موعد مقرر تمام کنیم.
Can you meet a tight deadline?
میتوانی کار را در مهلت کوتاهی تمام کنی؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در محیط کار یا درس برای تحویل بهموقع.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
We met to the deadline.
We met the deadline.
meet در این ترکیب بدون حرف اضافه مفعول میگیرد.