behind schedule
/bɪˌhaɪnd ˈskedʒuːl/
عقبتر از برنامه
طبق برنامه پیش رفتن
Progressing as planned and likely to succeed.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The project is on track for a March release.
پروژه برای عرضه در مارس طبق برنامه پیش میرود.
Are we still on track with the budget?
هنوز با بودجه طبق برنامهایم؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
گزارش وضعیت پروژه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in track
on track
on ثابت است.