on track
/ɑːn ˈtræk/
طبق برنامه پیش رفتن
عقبتر از برنامه
Later than planned.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We're two weeks behind schedule.
دو هفته از برنامه عقبیم.
The construction fell behind schedule because of rain.
ساختوساز بهخاطر باران از برنامه عقب افتاد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
گزارش تأخیر پروژه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
behind the schedule
behind schedule
بدون the.
/ˈʃedjuːl/
/ˈskedʒuːl/
تفاوت تلفظ schedule بین دو گویش معروف است.