call off
/ˌkɔːl ˈɔːf/
لغو کردن (جلسه، مراسم، برنامه)
به تعویق انداختن؛ کاری را عقب انداختن
To delay doing something, especially something you don't want to do.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Stop putting off your homework.
اینقدر تکالیفت را عقب ننداز.
The meeting has been put off until next week.
جلسه تا هفتهی آینده به تعویق افتاد.
ایمیل کاریI keep putting off going to the gym.
همهاش رفتن به باشگاه را عقب میاندازم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کاری عمداً یا از سر تنبلی عقب میافتد. معادل محاورهای postpone.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put off to do it
put off doing it
بعد از put off شکل -ing فعل میآید.
put off it
put it off
ضمیر مفعولی بین فعل و off میآید.