پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

hold off

/hoʊld ɔːf/HOHLD AWF

به تعویق انداختن؛ صبر کردن

تعریف انگلیسی

To delay doing something, or for bad weather to stay away.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Let's hold off until we hear from them.

    صبر کنیم تا از آن‌ها خبر برسد.

  2. The rain held off until evening.

    باران تا عصر نبارید.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تأخیر عمدی یا هوای مساعد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hold off the decision for

    hold off on the decision

    برای موضوع از on استفاده می‌شود.