hold back
/hoʊld bæk/
خودداری کردن؛ جلوی چیزی را گرفتن
به تعویق انداختن؛ صبر کردن
To delay doing something, or for bad weather to stay away.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's hold off until we hear from them.
صبر کنیم تا از آنها خبر برسد.
The rain held off until evening.
باران تا عصر نبارید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تأخیر عمدی یا هوای مساعد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hold off the decision for
hold off on the decision
برای موضوع از on استفاده میشود.